بررسی فیلم «نفس»، نماینده ایران در اسکار ۲۰۱۸

«نفس» روایتگر زندگی چهار کودک

سومین فیلم سینمایی نرگس آبیار، «نفس» اگرچه نکات مشترکی با دو فیلم قبلی (شیار ۱۴۳، اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند) او دارد که بیشتر در شیوه پرداخت جزییات داستانی خودنمایی می‌کنند اما در شکل کلی چارچوب روایت رویکرد متفاوتی در پیش‌گرفته است.  به نظر می رسد خانم آبیار با ساخت «نفس» قدمی جدی برای ایجاد سبک خاص خود در ساخت فیلم‌های کم‌هزینه، ساده و روستا محور برداشته‌اند.

«نفس» روایتگر زندگی چهار کودک با نام‌های بهار، نادر، کمال و مریم است که دنیایی پر از رویاهای زیبای کودکانه دارند و قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد. فیلم در حال و هوای شرایط پرتنش سال‌های ۵۷ تا ۶۲ روایت می‌شود و تمرکزی خاص بر رفتارهای مردم آن دوران دارد. سیده ساره نورموسوی، مهران احمدی، پانته‌آ پناهی ها، گلاره عباسی، سیامک صفری، شبنم مقدمی، جمشید هاشم پور در این سینمایی نقش آفرینی می‌کنند.

«نفس» فیلمی به روایت اول شخص

 

داستان فیلم تشکیل‌شده از مجموعه‌ای از خرده داستان‌های کوتاه است که هرکدام بخش‌هایی اندک از زندگی یک دختربچه به نام بهار را در محدوده‌ی سال‌های انقلاب و جنگ به نمایش می‌گذارند. خرده داستان‌ها در فواصل زمانی نامنظم رخ می‌دهند و از چارچوب مشخص و هدفمند در شکل کلاسیکش پیروی نمی‌کنند.

 

فیلم سینمایی نفس

نوع روایت فیلم اول شخص و از زوایه دید «بهار» است. فیلم‌ساز در اکثر صحنه‌ها به زاویه دیدش وفادار مانده است. به جز صحنه‌های مربوط به عزاداری در یزد که از شخصیت جدا می‌شود و با تصویربرداری‌هایی از بالا و با سرعت زیاد، بیشتر یادآور دکوپاژ یک فیلم اکشن است. به جز این تقریبا هیچ صحنه‌ای از فیلم نیست که دوربین آنجا باشد، اما بهار حضور نداشته باشد. وفاداری فیلم‌ساز به زاویه دیدش در تمام صحنه‌ها را باید به حساب نقطه قوت فیلم گذاشت.

 

استفاده از ریتم کند برای روایت فیلم ، تکنیکی است که می تواند برای داستان‌هایی با تم خاص مورد استفاده قرار گیرد. برای فیلمی مانند «شیار ۱۴۳» که درباره انتظار است ریتم کند نه تنها مناسب بلکه لازم است. این تکنینک، سختی و کرختی گذر زمان برای مادری را که یک عمر به امید دیدار مجدد فرزندش چشم به در و گوش به رادیو سپرده است به خوبی نمایش می‌دهد. اما استفاده از این تکنیک برای هر فیلمی مناسب نیست. در «نفس» به دلیل نداشتن پیرنگ مناسب داستانی این ریتم کند، دیگر برای رسوب مضامین در جان بیننده کاربرد ندارد و آزاردهنده می‌شود. حتی استفاده از داستان‌های انیمیشن و شوخی‌های زیاد فیلم هم نمی تواند این نقص را جبران کند.

 

بازی‌های روان و پایان‌بندی انفجاری

سینمایی نفس

بازی‌های روان با گریم‌های سنگین و حفظ راکورد در به کارگیری لهجه‌های مختلف، از نقاط قوت فیلم محسوب میشود که در «شیار۱۴۳» هم شاهد آن بوده‌ایم. با وجود مغرق بودن برخی فضاها، در بازی‌ها خبری از حرکات اگزجره و گل درشت وجود ندارد. در این میان نقش‌های کوتاه سیامک صفری و شبنم مقدمی بیش از سایر بازیگرها به دل می‌نشیند.«نفس» این نقاط قوت را مدیون بازی گرفتن خوب خانم نرگس آبیار از بازیگران است.

پایان‌بندی انفجاری از مولفه‌های است که خانم آبیار دوست دارند به عنوان بخشی از سبک فیلمسازی خود در آثارشان داشته باشند. متاسفانه «نفس» در این زمینه ناموفق عمل کرده است. مشکل اصلی «نفس» در این زمینه نداشتن گره درست داستانی یا افت و خیز دراماتیک در روابط انسانی میان شخصیت‌هاست.

«نفس» برای نمایش در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر پذیرفته شده است؛ و دو جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای شبنم مقدمی و جایزه بهترین فیلم در بخش نگاه ملی را بدست آورده است. بازی و گریم پانته‌آ پناهی‌ها در فیلم «نفس» از دید منتقدان سینمایی بسیار چشمگیر بود اما مورد توجه داوران قرار نگرفت. این فیلم به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۱۸ معرفی شد.

 

بررسی فیلم «نفس»، نماینده ایران در اسکار ۲۰۱۸