نقد آخرین رکورددار فروش سینمای ایران “نهنگ عنبر۲؛ سلکشن رویا”

فروش ۲۱ میلیاردی نهنگ عنبر۲

بیش از ۲ ماه پیش بود که “گشت ۲” با پشت‌سر گذاشتن “فروشندهاصغر فرهادی، رکورد فروش سینمای ایران را شکست و به پرفروش‌ترین فیلم ایرانی تبدیل شد. با این حال این فیلم دوام زیادی در صدر جدول نداشته و حال “نهنگ عنبر ۲؛ سلکشن رویا” به کارگردانی سامان مقدم، توانسته از میزان فروش “گشت ۲“عبور کند. اکران نهنگ عنبر ۲ از۲۰ اردیبهشت ۹۶ آغاز شده و نمایش آن همچنان در برخی سینماهای تهران و شهرستان‌ها ادامه دارد. این فیلم تا به امروز ۲۱ میلیارد تومان فروش داشته.

سامان مقدم برای مدت‌زمان زیادی از کمدی دور بود و «نهنگ عنبر ۱» محصول ۱۳۹۳ برای او نوعی بازگشت به این ژانر به‌حساب می‌آمد. «نهنگ عنبر» در نگاه اول ایده نو و شاید درخشانی داشت. رفتن به سال‌های دهه ۶۰ و نمایش اغراق‌شده و هجوآمیز عادات و رفتارهای مردم و جوانان آن دوره ایده‌ای بکر بود. رسیدن به این ایده از شوخی‌های فضای مجازی و نوستالژی بازی‌های بامزه در فضای مجازی الهام گرفته شده بود. شبکه‌های مجازی چند سال زودتر پتانسیل کمیک موجود در زندگی دهه ۶۰ را درک کرده بودند و این ایده با کمی تأخیر توسط «نهنگ عنبر» به سینما کشیده شد. رضا عطاران، مهناز افشار، ویشکا آسایش، حسام نواب صفوى، امیرحسین آرمان، سیروس گرجستانى، رضا ناجی و على قربان‌زاده از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم نقش‌آفرینی کرده‌اند.

تحلیل «نهنگ عنبر۲؛ سکشن رویا»

نهنگ عنبر

این فیلم در حالی رکورددار فروش شده است که از سوی منتقدان مورد نقدهای تندی قرار گرفته، بسیاری آن را فاقد خط داستانی مشخص می‌دانند. فیلمنامه‌ای که در آن یک سری موقعیت‌های مختلف  به صورت بی‌منطق کنارهم چیده شده‌اند و تلاش می‌کنند به سختی لبخند مخاطب را بدست آورند. متأسفانه پتانسیل‌های موجود در فیلم اول درک نشد یا شاید سازندگان به اولین نکاتی که به ذهنشان رسید اکتفا کردند. نه خط داستانی مشخصی برای فیلم نوشته شد و نه تنوع لازم در شوخی‌ها و سکانس‌های خنده‌دار دیده می‌شود.

«نهنگ عنبر ۲؛ سلکشن رویا» ادامه همان مسیری است که در فیلم اول مشاهده شده بود با این تفاوت که این بار ایده تا حد زیادی بکر بودنِ خود را از دست‌داده است و همان خلاقیت نصف و نیمه سازندگان هم ته کشیده و داستان از ادامه فیلم اول آغاز می‌شود. آنچه که باعث می‌شود قسمت دوم فیلم در مقایسه با قسمت نخست آن، اتفاق مثبتی محسوب نشود، این است که اولا فیلم به نوعی به نشان‌دادن تکه‌های باقی‌مانده از قسمت اول (و نه تکه های جدید روایت نشده) تقلیل می‌یابد و دوم اینکه در مسیر روایت همین تکه‌های باقی مانده حتی نتوانسته است موقعیت‌هایِ به تنهایی جذاب برای روایتش پیدا کند.

به یاد بیاورید ده دقیقه آغازین قسمت اول فیلم را که به روایت ماجرای جدا‌شدن مادر و پدر ارژنگ می‌پردازد. با کم‌ترین دیالوگ و یک روایت بصری جذاب که مخاطب را به دیدن فیلم ترغیب می‌کند. تک‌تک موقعیت‌های قسمت اول به تنهایی جذاب‌تر و پرکشش‌تر و البته هدفمند‌تر از قسمت دوم هستند. ماجرای ازدواج ارژنگ با فرناز (ویشکا آسایش) و شکل روایت زندگی آن‌ها از نمونه‌های خوب موقعیتِ به‌تنهایی جذاب در فیلمنامه قسمت اول است. به یاد بیاورید ماجرای روند خسته‌کننده شکل زندگی ارژنگ و فرناز با تکرار مهمانی‌ها و تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای و فرم بصری درست آن در نشان‌دادن این تکرار که هم جذاب است و هم خنده‌دار.

ضعف دیگر قسمت دوم را می‌توان اضافه شدن کاراکتر رضا ناجی و به خدمت گرفتن دوباره حاج آقا (علی قربان‌زاده) دانست؛ که حضورشان عملا بی‌استفاده است. کارکرد نقش‌آفرینی علی قربان‌زاده در قسمت اول فیلم کاملا در خدمت فیلمنامه و در ماجرای چالش‌های ارژنگ در یافتن شغل‌های مختلف است که در مسیر حوادث داستان قرار دارد. در نهنگ عنبر ۲ اما به راحتی می‌توان این شخصیت را از داستان حذف کرد چون تاثیر و نقشی در روند پیشروی قصه ندارد. رضا ناجی هم به همین ترتیب با تکرار بازی کاراکتر همیشگی خود حضورش نه سرگرم کننده است و نه کمکی به قصه می‌کند.

ایجاد گره‌های بی‌اساس در فیلمنامه

فرار از داستان گویی در فرم ساختاری فیلم دیده می‌شود. یعنی گذشته از این که توانایی فیلمساز و فیلمنامه نویس برای داستان گویی چقدر بوده و چه میزان کمبود در کیفیت کار آن‌ها وجود داشته است، فیلم از همان قدم اول ساختاری را انتخاب می‌کند که داستان گویی کلاسیک جایی در آن ندارد. نه افتتاحیه ای در کار است نه میانه ای و یک پایان خیلی بد و وصله شده نتیجه طبیعی این مسیر است.

در میانه فیلم وقتی نداشتن هدف و مسیر برای شخصیت‌ها به مرحله ی آزار دهنده می‌رسد یک گره وارد داستان می‌شود که نه برای مخاطب جدی است و نه برای فیلمساز اهمیت چندانی پیدا می‌کند. ارژنگ در نقش راوی از بر ملأ شدن اعترافاتی که در نوار سلکشن رؤیا کرده ابراز نگرانی می‌کند و شنیده شدن اعترافات توسط رؤیا به گره اصلی فیلم تبدیل می‌شود. اما بدون هیچ مکث و پرداختی ناگهان در سکانس بعدی ارژنگ و رؤیا را می‌بینیم که کنار جاده ایستاده‌اند و به نوار اعترافات گوش داده‌اند. مواجهه با این گره هیچ تاثیری در مسیر داستان نمی‌گذارد. دست بسیار خالی فیلم از عناصر داستانی باعث شده چنین بحران غیر جدی ای در میانه کار قرار گیرد.

در پایان‌بندی هم همین شگرد به شکلی بسیار بدتر دنبال می‌شود. یک تصادف عجیب و بی‌ربط و تعدادی سکانس‌های سانتی مانتال با موزیک پرحجم پشت سر هم‌ ردیف می‌شود تا یکنواختی مطلق باقی‌مانده را از بین ببرند. «نهنگ عنبر ۲» از ابتدا تا میانه به توفیق چندانی نمی‌رسد و در حد یک محصول قابل‌تحمل باقی می‌ماند اما در دقایق پایانی به‌راحتی در مفهوم ابتذال جای می‌گیرد. به نظر می‌رسد راهی که با ایده بکر فیلم اول شروع شده بود درحالی‌که هنوز از پتانسیل‌های فراوان آن استفاده ‌نشده، خیلی زود به پایان رسیده است.

ضعف اصلی فیلم

این که چطور طرحی با این‌ همه فرصت درخشان برای طنزپردازی دست به دامن سانتی‌مانتالیسم مبتذل می‌شود را باید از سازندگان پرسید. سامان مقدم در این‌باره ادعا کرده فیلمش آنقدر مورد ممیزی قرار گرفته که به لاشه‌ای از فیلم تبدیل شده است. اما در واقع بزرگترین ضعف فیلم مربوط به پایان‌بندی آن است که فیلم را از یک کمدی شاد به یک ملودرام تلخ تبدیل می‌کند و در سکانس پایانی با برگشت به فضای شاد اولیه سعی می‌کند مخاطب را ناراحت به خانه نفرستد و همچنین داستان را برای ساخت قسم‌های بعدی فلج نکند. سوالی که بارها در ذهن تکرار می شود این است: آیا نهنگ انبر نیازی به دنباله داشت؟ گاه بهتر است یک موفقیت خوشایند و شیرین در همان نقطه‌ی اوج، در همان درخشش باقی بماند تا لوث و تخریب نشود.

نقد آخرین رکورددار فروش سینمای ایران “نهنگ عنبر۲؛ سلکشن رویا”